كارآفريني بعنوان يكي ازاستراتژي هاي اثربخش درمحيط عصرحاضر، الگويي كارآمد جهت حصول به اهداف توسعه اقتصادي- اجتماعي قلمداد مي گردد. امروزه از آن بعنوان موتور محركه توسعه و نیز عامل ايجاد مزيت رقابتي درجهت رشد وبقاي جوامع نام برده مي شود به گونه اي كه آن بعنوان يكي ازشاخص هاي مهم حتي دربين ممالك پيشرفته و توسعه يافته موردنظر وامعان انديشمندان واقع گرديد و همه ي اين مزايا و دستاوردهاي درخشان متكي به وجود ويژگي هاي متعالي درانسان هاي توانمند، متعهد، خودباور و مسئوليت پذير بنام كارآفرين كه واجد مختصات گرانسنگي همچون: پيشگامي،نوآوري وخلاقيت،آينده نگري،تعهد،اعتمادبه نفس بالا،استقلال طلبي وتعالي جويي مي باشند.
تحول و دگرگوني كه در مقوله ي كارآفريني روي داده، رخداد و راندمان رویکردهای مالی تمامي جهان را متأثر كرده است؛ مفهوم کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرارگرفته است و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تا کنون بنحوی کارآفرینی را در نظریه های خود تشریح نموده اند. پیتر دراکر معتقد است که کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع می نماید کارآفرین ارزش ها را تغییر می دهد و ماهیت آنها را دچار تحول می نماید؛ به گونه اي كه دنياي كار و تجارت براي هميشه متاثر از اين مقوله خواهد بود. براي مثال، مي توان به شروع قدرتمندانه ي فعاليت هاي كارآفريني در كشور آمريكا طي ده سال گذشته اشاره كرد. به گونه ای که کارآفرینی در قالب كسب وكارهاي كوچك، يعني آن هايي كه داراي كمتر از پانصد نفر شاغل هستند، 53 درصد از نيروي كار خصوصي را استخدام كرده و هم چنين 47 درصد از ميزان فروش و 51 درصد از توليد ناخالص داخلي مربوط به بخش خصوصي را به خود اختصاص مي دهند. 16 درصد از تمامي واحدهاي تجاري كه اكنون در آمريكا مشغول به فعاليت هستند، ظرف يك سال گذشته به ثبت رسيده اند و واحدهاي تجاري كوچكتر هم حدود 67 درصد از اختراعات و اكتشافات جديد را به نام خود ثبت كرده اند (Reynolds, Hay & Camp, 1999).
كارآفريني را مي توان يك فرآيند پويا ناميد؛ كه شامل آرمان، تحول، دگرگوني و خلاقيت مي شود. اين فرآيند به كاربرد و استفاده ي نيرو و انگيزه ي افراد در جهت خلق و اجراي ايده هاي نو و هم چنين راه حل هاي كاربردي احتياج دارد . اجزاي اصلي اين فرآيند شامل موارد زير است:
1. ميل به خطرپذيري حساب شده براساس زمان
2. ارزش خالص يا فرصت شغلي
3. توانايي تشكيل يك تيم در ارتباط با انجام يك كار پرخطر
4. داشتن مهارت خلاق در نظم بخشيدن به منابع مورد نياز
5. داشتن مهارت اساسي در پي ريزي و طراحي يك طرح منسجم و پايدار شغلي
6. داشتن چشم اندازي براي يافتن فرصت هايي كه ديگران نمي توانند در يك موقعيت به هم ريخته و پرآشوب دريابند .
گرچه از ديرباز و در گذشته هاي بسيار دور وجود كارآفرينان بعنوان "عاملان تغيير" براي جوامع انساني تحول آفرين و محسوس بود اما امروزه به لحاظ تعداد بيشماري از الزامات و ايجاد شرايط منحصر بفرد و ويژه اي توجه به اين مقوله از اهميت دو چنداني بالاخص درتسهيل فرايندتوسعهي اقتصادي و اجتماعي برخوردار گرديده است به گونه اي كه ميتوان ازآن بعنوان يك رويكرد استراتژيك و مزيت آفرين وعامل چابكي درنظام هاي اقتصادي و اجتماعي سال هاي آغازين هزاره ي جديد نام برد.
معرفی گرایش مدیریت کارآفرینی
مدیریت کارآفرینی عبارت است از مجموعه ای از نظریه ها، فنون و روشهای هدایت اثربخش فعالیتهای کارآفرینی. هدف از اجرای دوره کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی تأمین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز مدیریت فعالیتهای کارآفرینی در بخش خصوصی دولت و بخش عمومی می باشد.
شرکت کنندگان در این دوره بهتر است دارای تجربه کار عملی در یکی از بخشهای خصوصی، عمومی و دولتی باشند. دانش آموختگان رشته کارآفرینی بعنوان مدرس، مدیران موسسات، پژوهشگران و متخصصین مدیریت کارآفرینی با دانش و مهارت و نگرش کارآفرینی وارد عرصه های اقتصادی – اجتماعی کشور شده و به تسریع روند توسعه پایدار ملی کمک نمایند.